پوشکین با پارسا توی اتاقش دارند نقاشی میکشند. مایع سس سفید پاستا آماده است. کرمکاراملها توی یخچال دارند میلرزند و بستنی منتظر قاشق اسکوپ. پسرک خیلی دلنشین است. میدانم که تا طولانی با پوشکین نمیماند. میدانم که یکی دو سال بعد شاید - خانهی پرش را میگویم - مینشیند و برای رفتن او اشک میریزد و من باید برایش از این همه که دلم را پاره کردند و بردند بگویم. پسرک عاصیست اما عاصی دوستداشتنی. یک حجب و حیایی توی صورتش هست. توی آن مردانه لباس پوشیدنش و رفتار باوقار و تشخص یک چیزی دارد که از بودنش با پوشکین خوشحال میشوم. به هر حال دخترها همیشه از مادرها خوش شانسترند و تقدیرشان بهتر است کما که وضع من از مادرم دو صد مرتبه بهتر است.
داستانم دارد آرام و ملایم پیش میرود میدانم که توی سال نود و دو تمامش میکنم. قولم به نیلوفر هم هست. نیلوفر را که ببینم دو تا دختر خواهد داشت. چه لذتی... خودم چه؟ باید بعد از عید سری به بهزیستی بزنم. یک نوزاد یک جا نشسته تا من به سینههای خالی از شیرم بچسبانمش. برایش لباس بخرم ببرماش پارک میان چمنها بغلتد و اسمش را یک روزی بنویسم یک مدرسه خوب و برایش کتاب بخوانم. همان کتابی که پوشکین دوست داشت «میآی با هم دوس بشیم؟ دو مغز گردو توی یک پوست بشیم؟» پیدایش میکنم. برش میدارم. با خودم میآورمش خانهام.
سال نود و دو بوی سال خوبی را میدهد که فقط به خودم و زندگی خودم آغشته است. سعی میکنم به خارج از خودم فکر نکنم. من از سال نود و یک نجات پیدا کردم تا بیفتم در سال نود و دو. برایم مهم نیست کی میخواهد بشود رئیس و چی میشود، فعلا که این طور فکر میکنم. ضمن اینکه تصورم به بدتر از این نمیرسد پس باز سال نود و دو سال بهتری خواهد بود. سال نود و دو کلی گلدان میکارم. امروز توی حمام دو تا گلدان کاشتم. حالم مثل حال عاشقی شد. امروز تا همین حالا سیگار نکشیدم شاید امسال سیگارم را هم ترک کنم. یک چیزهایی بعد از چهل سالگی در من جوانه زده بود که حالا به بار نشسته. حالا میبینمش بعد از یک سال. حالا دارد گل میدهد.
بروم پاستایم را بسازم و بقیهی داستان کنم...
این تابلوی خودکشی بنفش اندی وارهول است. مثل شناسه میماند برای صاحب این وبلاگ. کسی که حالا ده سال بیشتر است وبلاگ مینویسد. حال عمومی خوبی دارد اما حسرتهایش زیاد است. خیلی دلم میخواست حوصله داشتم از اینجا میرفتم جای دیگر و ناشناستر مینوشتم اما خستهام. خیلی خسته. خستهی خوبی که میداند خواب خوشی در پیش است.